ویکتوریا سیکرت Victoria Secretویکتوریا سیکرت Victoria Secret بزرگترین شرکت تولیدکننده و فروشنده لباس زیر زنانه در آمریکا است .

داستان ویکتوریا سیکرت Victoria Secret در اواسط دهه هفتاد میلادی ریموند وارد یک فروشگاه شد تا برای همسرش یک سری لباس زیر بخره، کل محیط فروشگاه باعث شده بود احساس راحتی نداشه باشه .
همه اون چیزی که که پیدا کرده بود یه لباس خواب گلدار بود . خانومی که برای راهنمایی به کمک ریموند اومده بود هم جوری نگاهش می کرد احساس می کرد یه منحرف رو داره نگاه می کنه . گرچه این ماجراجویی آقای ریموند نتیجه ای در بر نداشت اما جرقه ای بود برای برند ویکتوریا سیکرت Victoria Secret

ویکتوریا سیکرت Victoria Secretو اما تولد ویکتوریا سیکرت Victoria Secret

بعد بازدید فاجعه باری که از فروشگاه لباس زیر داشت،ریمود دست به کار شد. ریموند فهمیده بود در بازار لباس زیر زنانه یک فضای خالی بزرگ وجود داره و هیچ جایی نیست که یک آقا بتونه به راحتی برای همسرش لباس زیر تهیه کنه و احاس منحرف بودن هم بهش دست نده .


ریمود می خواست این فضا رو تغییر بده . ایده اون این بود که یک فروشگاه با کلاس لباس زیر زنونه راه اندازی کنه که آقایون بتونند ره راحتی خرید کنند . در دهه های ۵۰ و ۶۰ میلادی لباس زیر زنونه برای جذاب بودن طراحی نمی شد و تنها چیزی که مهم بود راحتی ،کاربرد و دوام بود .

ویکتوریا سیکرت Victoria Secretبا افتتاح اولین فروشگاه ویکتوریا سیکرت Victoria Secret در سال ۱۹۹۷ توسط روی ریموند دنیای لباس زیر زنانه به کلی تغییر کرد .

ریموند اسم ویکتوریا سیکرت Victoria Secret انتخاب کرد چون می خواست نزاکت و احترام  دوره ملکه ویکتوریا رو بیرون بکشه و جور دیگه بگیم اسرار ویکتوریا در زیر آن پنهان شده است .
بدین ترتیب همیشه باید یک خرید لذت بخش باشه ،جایی که جنسیت نباید مهم باشه و از خرید لباس زیر هم لذت برد .


ایده ریموند انقلابی بود . ۴۰ هزار دلار وام گرفت و ۴۰ هزار دلار هم از اقوام خود قرض کرد و ویکتوریا سیکرت Victoria Secret در سال اول ۵۰۰ هزار دلار سود داشت . موفقیت در تجارت همش درباره این هست که یک خلع در بازار پیدا کنیم و با قدرت تمام بهش حمله کنیم . ریموند توانست این امپراطوری کوچک تاسیس کنه چون این رو فهمید .

تاریخ تکرار می شود پس از آن یاد بگیریم .

گرچه همون طور که تاریخ نشون داده، حتی بزرگترین امپراطوری ها هم سقوط می کنند اگر نتوانند روی موفقیت های گذشته  تغییرات ضروری را انجام دهند و به روز شوند . به این ترتیب برای این اینکه یک تجارت در سال های اولیه اش موفق بشه ، باید یک پناه برای خودش درست کنه.


گرچه اگر این پناه خیلی عمیق بشه ممکنه مثل آوار بر سرش خراب بشه. آخرین کاری که ممکنه بکنید این هست که توی یک جعبه خودتون رو اسیر کنید. در سال ۱۹۸۲ ویویکتوریا سیکرت Victoria Secret کتوریا سیکرت Victoria Secret بیش از ۴ میلیون دلار در آمد داشت. در همون دوران نزدیک به ورشکستگی بود. یک چیزی گم شده بود اما ریموند نمی توانست پیداش کند.

در همین زمان ها مردی به اسم Leslie Wexner برای اولین بار وارد یکی از فروشگاه های ویکتوریا سکرت شد. او خودش یک تاجر بود. به سرعت فهمید مشکل تجارت ریموند چه چیز است. به طور ساده ، تجارت واقعا تنها برای آقایان بنا شده و اصلا میان خانم ها موفق نبوده. هم فروشگاه ها هم کاتالوگ ها برای مشتری های مرد طراحی شده است. این درست بود که ویکتوریا سیکرت Victoria Secret  در حقیقت برای آقایان تاسیس شده بود. اما ریموند این نکته رو متوجه نشده بود که در بلندمدت این موضوع چقدر تجارت اش رو محدود خواهد کرد.

شروع دوباره ویکتوریا سیکرت Victoria Secret با آقای وکسنر

وکسنر متوجه شد زن ها توی فروشگاه های ویکتوریا سکرت همانقدر معذب هستند که ریموند برای اولین بار بود. به زبان دیگر ریموند ایده خوبی داشت اما نمی دانست چگونه آن را توسعه دهد . اون قادر نبود که فراتر از محدودیت های نگاه خودش به قضیه نگاه کند و ببیندکه مصرف کنندگان دنبال چه چیزی هستند. در نهایت وکسنر پتانسیل ویکتوریا سکرت رو دید و تجارت رو از ریموند به قیمت ۱ میلیون دلار در سال ۱۹۸۲ خرید.  او ایده کلی ریموند رو گرفت و یک امپراطوری وسیع ساخت.

ساخت تجارتی که هم خانم ها و هم آقایان عاشق آن هستند. اون به طور کلی کاتالوگ ها رو عوض کرد. مدل های فوق العاده ای رو استخدام کرد. به طور همزمان فروشگاه ها را مدرن کرد. ذاتا شرایطی رو درست کرد که آقایان عاشق نگاه کردن به کاتالوگ ها بودند و خانم ها عاشق خرید در مغازه ها. در سال ۱۹۹۵ ویکتوریا سکرت ۱٫۹ بیلیون دلار می ارزید و ۶۷۰ فروشگاه داشت. در حال حاضر این کمپانی ۷ بیلیون دلار ارزش دارد.

سرنوشت آقای روی ریموند بعد از ویکتوریا سیکرت Victoria Secret .

بعد از این که ریموند ویکتوریا سیکرت Victoria Secret  را فروخت یک خرده فروشی دیگر برای بچه ها رو شروع کرد. در سال ۱۹۸۶ ورشکست شد. در همون سال او و زنش از همدیگه جدا شدند. در سال ۱۹۹۳ با پریدن از روی پل معروف گلدن گیت سن فرانسیسکو خودکشی کرد. هوش روی ریموند توانست نیاز به راحت کردن پروسه خرید لباس زیر رو تشخیص بده. اما داستان اش نشان داد که میشه چه موقعیت طلایی رو کشف کرد و به راحتی از دست داد.